مهریه یا نرخ دختر

مهریه واژه ای است که از ریشه ی مهر گرفته شده و آن کادو و یا مهری است که از سوی دوستداری به کسی تعلق میگیرد . اما در کشور ما مهریه با تکیه بر سیما ، چهره ، اندام ، زیبایی ، ظاهر و شرایط خانوادگی دختر تعیین میشود . بر این اساس دختر در هنگام پیوند از قیمتی برخوردار است و آن در تعیین نرخ مهریه است که چه بسا از ماهیت دختر کالایی میسازد که مورد خرید و فروش واقع شود .
عطش عشق و اینترنت

خانواده های ایرانی آنقدر به اصول قدیمی خانوادگی پایبند هستند که حاظر نیستند به دخترانشان اجازه بدهند که با پسر رابطه برقرار کنند . از اینرو وقتی دختران ایرانی وارد جامعه میشوند و بر حسب نیاز عاطفی مجبور میشوند با پسر رابطه برقرار کنند تازه متوجه میشوند حرف عاشقانه زدن بلد نیستند . حق هم دارند برای آنکه زمانی که کودک و نوجوان بودند از پدر و مادرشان رابطه ی طبیعی و مهر و محبت انسانی یاد نگرفتند .
آنروز که برای اولین بار یک دختر ایرانی از طریق اینترنت حرفهای عاشقانه میشنود بعلت محرومیت سالیان دراز از این حرفها خوشش میآید . وسوسه میشود که چنین حرفهایی را بیشتر و بیشتر بشنود . از اینروست که دختر ایرانی با پای خود به دنیای عاشقانه ی مجازی میآید .
ضرورت آموزش حرف های عاشقانه

معمولا در ایران نه خانواده ، نه مدرسه و نه دوروبری ها و نه حتی کل جامعه به افراد حرف عاشقانه یاد نمیدهند . و اگر هم شخصی با تفکر و شور درونی حرف های عاشقانه را یاد بگیرد باز هم محیطی که در سطح جامعه بوجود آمده اجازه ی بیان این حرفها را به ما نمیدهد .
همین موضوع باعث میشود بسیاری از ازدواج های ایرانی بدون هیچ نوع مهر و احساس انسانی شکل پذیرد .
ازدواج ایرانی مبتنی بر قرارداد،نه عشق

روابط جنسی در ایران برای شخصی که ازدواج کرده است ، کار درستی نیست ، زیرا ازدواج در ایران معمولا قراردادی است که دو طرف با یکدیگر بسته اند تا تنها با یکدیگر روابط جنسی داشته باشند ، و اگر یکی از طرفین با شخص سومی رابطه برقرار کند او قراردادی که بسته است را زیر پا گذاشته است . وجود مهریه های سنگین دلیل دیگری بر قراردادی بودن ازدواج های ایرانی است .
به نظر من تماس جنسی از والاترین روابط احساسی است که میان دو انسان برقرار میشود و اگر شخصی بتواند با شخصی به غیر از همسر خود تماس جنسی برقرار کند قطعا به اندازه کافی احساسات بین او و همسرش برقرار نیست و ازدواج آنها مبتنی بر عشق نیست .
محدودیت عشق و انحرافات جنسی

جامعه برای دوام و قوام خویش به ابراز عشق و ابراز محبت پسر به دختر و دختر به پسر احتیاج دارد . بسیاری از مشکلات در جامعه از محدودیت هایی که موجب جلوگیری از ابراز عشق به جنس مخالف می شود ناشی می شوند .
بیش از پنجاه نوع انحراف جنسی در دنیا شناخته شده است که بر جسته ترین آن در ایران پدوفیلی یا کودک آزاری است . اشخاص پدوفیل تمایل به نزدیکی با کودکان دارند . عمده ترین علت این بیماری روانی محدودیت شخص در ارتباط با معشوقه اش که جنس مخالفش است محسوب میشود .
اثبات عشق

برخی بر آنند که باید ندای درون را باور داشت و گرنه هرگز به دوست داشتن و عشق ورزیدن نخواهید رسید . بنظر من این شیوه ی بحث نادرست است . در رابطه با عشق و مهرورزی ، باز هم پای شاهد ، مدرک و سند به میان می آید . مدارک زیادی می تواند وجود داشته باشد که مثلا شما کسی را دوست دارید و یا دیگری به شما مهر می ورزد . در خلال روز چیزهای کوچکی می بینید و مطالب جسته و گریخته ای می شنوید که برآیندشان می تواند به شما سر نخ بدهد . احساس عشق چیزی مانند الهام نیست که در حوزه رمز و راز قرار داشته باشد و از عالم غیب به فرد الهام شود . برق نگاه ، لرزش دست ، آهنگ صدا ، ناز و ادا ، مهربانی ، فداکاری ، بخشش و نظایر اینها می تواند خبر از راز یک دل شیدا زده دهند .
عشق آشکار است

آیا عشق و محبت آشکار است ؟ بگذارید مثالی بزنم . شما از کجا میدانید امواج رادیویی و مادون قرمز وجود دارند ؟ آیا غیر از این است که اثر مشتق شده از وجود آنها را دیده اید و یا با هر ارگان حسی دیگری وجود آنرا دریافت حسی کرده اید ؟ ممکن است از لحاظ فیزیکی بتوان گفت منظور از آشکار بودن همان " قابل اندازه گیری کردن " باشد ، امواج رادیویی و مادون قرمز از جنس انرژی موجی هستند و دوره و طول آنها قابل اندازه گیری کردن است ، اما از آنجایی که این امواج بر ما آشکار شده اند یعنی توانسته ایم آنها را اندازه بگیریم و بسنجیم به وجود آنها پی برده ایم . من معتقدم عشق و محبت نیز رفتاری انسانی است و ناشی از ساختمان مغز انسان است ، شما وقتی نسبت به شخصی احساس عشق و محبت میکنید که چیزهای خاصی از آن را ببینید یا رفتار او را دریافت حسی کنید .
عاشق دیوانه هم میتواند عاقل باشد

اشکالی که بعضی افراد در دیدگاه خود نسبت به عشاق دارند این است که تصور میکنند که عشاق انسانهایی مطلقا دیوانه هستند . از اینرو وقتی میشنوند شخصی عاشق شده ، گمان میکنند که آن شخص دیوانه شده .
یک پسر عاشق ممکن است در برخورد با اطرافیانش آنگونه که با معشوقه اش صحبت یا رفتار میکند ، رفتار نکند . بعنوان مثال یک پسر بازاری و فروشنده ممکن است در زندگی کاری و اقتصادی خود فردی بسیار با زوق و هنرمند و مشتری جذب کن باشد . ممکن است با مشتریان خود رفتار بسیار مجذوب کننده ای داشته باشد ، ممکن است زبان بسیار چرب و چیلی داشته باشد ، ممکن است صدها نفر به دلیل رفتار زیرکانه اش را مشتری ثابت مغازه ی خود کرده باشد . اما اگر تنها و تنها به یک دختر عشق بورزد ، ماهیت او به یک آدم دیوانه تغییر نخواهد کرد و باقی خصایص و ویژگی های او در زندگی شخصی و حتی عمومی اش کمرنگ نخواهد شد .
عشق منهای پول

آیا دوام عشق پسر به دختر و یا دختر به پسر به پول وابسته است ؟ بعضی از پسرها و دخترها انکار نقش پول و مادیات در بوجود آمدن عشق را نه تنها خنده دار بلکه به دور از عقل سلیم میدانند . مطابق با نظر آنها پول همیشه نقش یک رفرش قوی یا ترمیم کننده ی آسیب های بوجود آمده در روابط دو طرفه را بازی میکند . به باور آنها پسر و دختر نیازمند پول هستند تا بتوانند همدیگر را تحمل کنند و از این طریق کاستی های طرف مقابلشان را پر کنند .
با این حال این دیدگاه که معتقد است پول و مادیات منشا بوجود آمدن و دوام عشق پسر به دختر و یا دختر به پسر است با معظلات بسیاری روبرو است .
انسان همچون سایر توانایی های روان شناختی ذهنی خود همچون توانایی یادگیری زبان مادری و زبان های خارجی و استعداد برای ریاضیات دارای توانایی و استعداد عشق و علاقه نیز هست .
این توانایی عاشق شدن که در همه کس یکسان نیست از میلیاردها سال قبل که طی آن اجداد ما در شکل پستانداران اجتماعی زندگی میکردند وجود داشته و این توانایی در واقع بخشی از میراث مشترک ما انسان ها ست که بصورت فطری نهادینه شده و کمترین ارتباطی با پول و مادیات دارد .
و در پایان سرچشمه ی عشق و علاقه به جنس مخالف در واقع سرشت انسانی خود ما است و نه پول یا چیز دیگر .
عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

وقتی با بعضی پسرها در مورد نقش پول در روابط عاشقانه صحبت میکنم میگویند پول خوب است چون باعث جذب بهترین و خوشگلترین دختر میشود ، اگر پول نداشته باشی تنها میمانی و نمیتوانی دختر مورد علاقه ات را جذب کنی و ... . پسران بی پول را نگاه کن ، از صبح خروس خون تا بوق سگ سگدو میزنند تا چندر غاز پول جمع کنن و تازه وقتی پولشان جمع میشود متوجه میشوند که دختر مورد علاقه شان ازدواج کرده ، اگر پول نداشته باشی دوست دختر خوب و عشق واقعی هم نخواهی داشت و ... .
معمولا دلیل اینکه دختری عاشق پسری میشود و یا اینکه از پسری خوشش می آید این نیست که این دختران میدانند که جیب آن پسر پر است و یا وضع مالی اش خوب است ، یا اینکه کسی به آن دختر گفته که فلان پسر مایه دار است و برو عاشقش بشو . بلکه برعکس ، شعر معروف / عشق آسان نمود اول / ولی افتاد مشکل ها موید این نکته است .